محمد مهدى ملايرى
203
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
نمونههاى بسيار جالب و قابل توجهى نيز از اين كتاب بهدست مىآيد كه در پرتو آن به خوبى مىتوان اين رازى را كه تاكنون به گفتهء مرحوم احمد زكى پاشا در نهاد روزگار نهفته بود روشن و آشكار ساخت . موضوع اين گفتار همين تحقيق و كاوش و پىجوئى و معرفى يكى از آثار ادبى ايران در دورهء ساسانى است كه تاكنون بدين صورت ناشناخته بوده است . ولى پيش از آنكه به موضوع اصلى يعنى به تحقيق دربارهء كتاب « التاج فى سيرة انوشروان » بپردازيم به حكم پيوستگى مطلب لازم است بهعنوان مقدمه توضيح مختصرى دربارهء تاجنامههاى پهلوى كه به عربى ترجمه شده و اطلاعاتى كه از آنها در دست است و نظريههائى كه برخى از محققان در اينباره اظهار داشتهاند بيفزائيم . ظاهرا قديمترين مأخذى كه در آن نامى از كتابى به نام « التاج » برده شده و مسلّم است كه مقصود از آن يك تاجنامهء پهلوى ساسانى است كتاب « عيون الاخبار » ابن قتيبه است . ابن قتيبه كه از خانوادهاى ايرانى و خراسانى بوده و در كوفه چشم به جهان گشوده و مدتى قضاء « دينور » را برعهده داشته و از اين رو به دينورى معروف گشته است بين سالهاى 213 و 276 هجرى مىزيسته و چنانكه از كتاب « عيون الاخبار » او برمىآيد وى در تأليف اين كتاب از مآخذ ايرانى متعددى استفاده كرده و از آن جمله كتابى بوده از نوع « تاجنامه » كه از آن به نام « كتاب التاج » نام برده و چندين قطعه نيز از ترجمهء عربى آن را عينا نقل كرده كه از نظر تحقيق دربارهء اين كتاب بسيار مهم و قابل استفاده است . « 1 » پس از عيون الاخبار كتاب ديگرى كه در آن با صراحت از كتابهائى به نام « التاج » ياد شده الفهرست ابن نديم است . فهرست ابن نديم چنانكه در آغاز آن ذكر شده در سال 378 هجرى تأليف شده ، يعنى بيش از يك قرن پس از تأليف عيون الاخبار . در اين كتاب در
--> ( 1 ) . اين قطعات در گفتارى در همين مجله ( سال اول شماره اول ) زير عنوان « كتاب التاج للجاحظ و علاقته به كتب تاجنامه فى الادب الفارسى الساسانى » شرح داده شده ؛ به آن مراجعه كنيد .